السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
104
تفسير الميزان ( فارسي )
آنان به حسن خلق معامله نموده و به خيرخواهى به سوى حق دعوتشان كند ، و گفته هاى آنان را با گفته هايى كه مىتواند بگويد مقابله به مثل ننمايد ، و اين آيه شريفه منافاتى با آيه قتال ندارد ، پس اينكه بعضى « 1 » گفتهاند : اين آيه با آيه قتال نسخ شده ، وجهى ندارد . * ( « وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا » ) * اين آيه تهديد كفار است ، وقتى مىگوييم : « دعنى و فلانا - و يا - ذرنى و فلانا » ، معنايش اين است كه بين من و او حائل مشو ، و بگذار تا از او انتقام بگيرم . و مراد از « مكذبين صاحبان نعمت » ، همان كفارى است كه در آيه قبلى نامشان برده شد ، و يا حد اقل رؤساى آنان است ، و اگر در توصيف آنان بين صفت « مكذبين » و صفت « اولى النعمة » جمع كرد براى اين بود كه اشاره كند به علت آن تهديدى كه متوجه ايشان كرد ، چون تكذيب دعوت الهى از ناحيه افراد متنعم ، كفران نعمت اوست ، و جزاى كفرانگرى سلب نعمت و تبديل آن به نقمت است . و مراد از اينكه فرمود « اندكى مهلتشان بده » ، زمانى اندك است ، يعنى همان زمان اندكى كه در زمين زندگى مىكنند ، و براى زمانى بىانتها به سوى پروردگارشان بر مىگردند ، و حساب و جزا مىبينند ، هم چنان كه در جاى ديگر فرمود : « إِنَّهُمْ يَرَوْنَه بَعِيداً وَنَراه قَرِيباً » « 2 » ، و نيز فرموده : « مَتاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهادُ » « 3 » . اين آيه به ظاهرش عام است ، ولى بعضى « 4 » گفتهاند : منظور تهديد ايشان به واقعه بدر است . ولى آيه هيچ ظهورى در آن ندارد . و در اين آيه التفاتى از غيبت « ربك » به تكلم « ذرنى » به كار رفته ، و شايد وجه آن تشديد همان تهديد باشد ، چون خداى سبحان با گفتن « ذرنى » تهديد را به خودش نسبت مىدهد . و آن گاه التفاتى ديگر به كار مىبرد . و آن اين است كه سياق متكلم وحده « ذرنى » را به سياق متكلم مع الغير « ان لدينا » بر مىگرداند ، تا عظمت خود را به رخ آنان بكشد . * ( « إِنَّ لَدَيْنا أَنْكالًا وَجَحِيماً » ) * اين آيه ، جمله « ذرنى . . . » را تعليل مىكند . و كلمه « انكال » به معناى كنده و
--> ( 1 ) جامع الاحكام ، ج 10 ، ص 44 . ( 2 ) كفار قيامت را دور مىبينند ، و ما آن را نزديك مىبينيم . سوره معارج ، آيه 6 و 7 . ( 3 ) دنيا متاعى است قليل ، سپس جهنم ماواى ايشان است كه چه بد بسترى است . سوره آل عمران ، آيه 197 . ( 4 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 380 .